![]() |
![]() |
|
|
ای دوست،چه پرسی تو، که -"سهراب" کجا رفت؟ -سهراب،"سپهری" شد و سروقت خدا رفت! او نور سحر بود،کزین دشت سفر کرد او روح چمن بود که با باد صبا رفت همراه فلق در افق تیره ی این شهر تابید و ،به آنجا که قدر گفت و قضا، رفت. ناگاه چو پروانه سبکخیز و سبکبال، پیدا شد و، چرخی زد و ، گل گفت و، هوا رفت! ای جامه ی شعرت، "نخ آواز قناری" رفتی تو و از باغ چمن نور و نوا،رفت... "مشیری"
سلام به کسی که نام این دفترچه از ذهن سبزش رویید. و سلام به کسی که چه زیبا گفت: مرگ پایان کبوتر نیست مرگ در ذهن اقاقی جاریست...
روحش شاد و سبکبال...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 19:6 توسط من |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
دکتر الهی قمشه ای آوای آزاد آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
به یاد روزهایی که میمیرند سکوت می کنم تنها برایت آرزوی مرگ می کنم حضور خلوت انس سفری به درون خیال cul-de-sac خیال... تنهایی نمناک من |
|
RSS
|