![]() |
![]() |
|
|
دو سال گذشت. دو سال از اولین روزی که اومدم اینجا می گذره. و طی این دو سال ، چه خاطراتی که در قاب ذهنم -در قاب ذهنمان- نقش بست. -اما- تلخ و شیرین ، هر چه بود گذشت. مهم احساس شادمانه ایست که دو سال پیش در روز تولد اینجا لبریزش بودم و حالا گمش کردم. مهم جاودانگی طعم گس تنهایی ست که دست از سرم بر نمی داره. و امروز سه ماه از اون لحظه می گذره. از ساعت ۱۳:۵۷ ظهر پنجشنبه ی اردیبهشتی که برای ما حکم جهنم رو داشت. خسته ام. فقط همین.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 13:57 توسط من |
|
|
زندگی من همان ساعت شنی ست ... با شتاب می ریزد و وقتی به آخرین دانه ی شن می رسد بی هیچ اختیاری وارونه اش می کنم و از نو ، ریزش کسل آورش را به تماشا می نشینم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 21:42 توسط من |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
دکتر الهی قمشه ای آوای آزاد آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
به یاد روزهایی که میمیرند سکوت می کنم تنها برایت آرزوی مرگ می کنم حضور خلوت انس سفری به درون خیال cul-de-sac خیال... تنهایی نمناک من |
|
RSS
|