تبليغاتX
چینی نازک تنهایی من
 

 

بهتر نیست همه ی آدما دور خودشون یه حصار آهنی نفوذ ناپذیر بکشن؟

اینطوری لااقل هیچ موجودی از  موجودی به نام انسان توقعی نداره.

اینطوری لااقل آدمای پر توقعی مثه من تو کتشون میره که بابا تو این دنیا هر کسی واسه خودش یه دنیایی داره ، دیگه حوصله ی تو یکی رو نداره!

اینطوری می تونم کم کم عادت کنم دیگه مزاحم خلوت پر ازدحام آدما نشم.

می تونم بپذیرم خیلی از چیزهای خوب توی فصل کودکی جا مونده، نباید بین این آدمک های بزرگ دنبالشون باشم...

اما این وسط ، منو از این حصار معاف کنید...تنهایی من نازک هست اما می دونم با صدای قدم هیچ کس

ترک بر نمی داره...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 2:38  توسط من | 
 

 

...

 

تا بهار دلنشين آمده سوي چمن
اي بهار آرزو بر سرم سايه فكن
 
چون نسيم نو بهار از آشيانم كن گذر
تا كه گلباران شود كلبه ي ويران من
تا بهار زندگي آمد بيا ارام جان
تا نسيم از سوي گل آمد بيا دامن كشان
چون سپندم بر سر آتشنشان ، بنشين دمي
چون سرشكم بر كنار، بنشين نشان سوز نهان

تا بهار دلنشين آمده سوي چمن
اي بهار آرزو بر سرم سايه فكن

بازا ببين در حيرتم، بشكن سكوت خلوتم
چون لاله ي تنها ببين بر چهره داغ حسرتم
اي روي تو ايينه ام عشقت غم ديرينه ام
بازا چو گل در اين بهار، سر را بنه بر سينه ام...

 


 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 0:50  توسط من | 
 

 

 

                                      چینی نازک تنـــــــــــــــــهایی من

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 1:25  توسط من |